نیک آموز > وبلاگ > مهندسی نرم افزار > تفاوت فایروال‌های Stateful و Stateless
تفاوت فایروال‌های Stateful و Stateless

تفاوت فایروال‌های Stateful و Stateless

نوشته شده توسط: رضا تجری
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۴۰۴
آخرین بروزرسانی: 23 دی 1404
زمان مطالعه: 16 دقیقه
۵
(۱)

وقتی وارد یک کافی‌شاپ می‌شویم و کافی‌شاپ‌دار از قبل می‌داند چه نوشیدنی‌ای را ترجیح می‌دهیم، با یک جمله‌ی ساده مانند «همان همیشگی، لطفاً»، سفارش آماده می‌شود. این مدل «یادآوری سفارش قبلی» تجربه‌ای صمیمی و کاربرپسند ایجاد می‌کند. بااین‌حال، مسئله این است که صاحب کافی‌شاپ نمی‌تواند سفارش‌های همه‌ی مشتریان را در ذهن خود نگه دارد. هرچه تعداد مشتریان بیشتر شود، حفظ این سابقه بیشتر به نگه‌داشتن دفترچه‌ای بزرگ در ذهن شباهت پیدا می‌کند و در نتیجه دشوارتر می‌شود. به بیان دیگر، مدل (Stateful) تجربه‌ی کاربری بهتری فراهم می‌کند، اما هزینه‌ی منابع سرور و میزان پیچیدگی را افزایش می‌دهد.

در مقابل، کافی‌شاپ‌داری را در نظر بگیرید که هر بار از ابتدا می‌پرسد: «چه چیزی میل دارید؟» و شما ناچار هستید هر بار همه‌چیز را توضیح دهید. این روش ممکن است برای مشتری خسته‌کننده‌تر باشد، زیرا باید پیوسته سفارش خود را تکرار کند؛ اما برای کافی‌شاپ‌دار ساده‌تر است: او هیچ سابقه‌ای از مشتریان نگه نمی‌دارد و با هر سفارش جدید مانند یک درخواست کاملاً جدید برخورد می‌کند. این دقیقاً همان ایده‌ی (Stateless) در دنیای نرم‌افزار است؛ یعنی هر درخواست مستقل است و سیستم اطلاعات مشخصی از گذشته‌ی کاربر به خاطر نمی‌سپارد.

طبق مستندات رسمی مایکروسافت، پروتکل HTTP ذاتاً (stateless) است؛ یعنی هر درخواست مستقل است و اطلاعات کاربر را در بین درخواست‌ها حفظ نمی‌کند. به عبارت دیگر، سرور وب به خودی خود هیچ مکانیزمی برای ذخیره کردن (state) میان درخواست‌ها ندارد. بنابراین اگر بخواهیم رفتار کاربر را حفظ کنیم (مانند باقی‌ماندن در حالت ورود یا نگه‌داشتن آیتم‌های سبد خرید)، باید ابزارهای خاصی به کار بگیریم (مانند کوکی‌ها، نشست سرور یا ذخیره‌سازی سمت کلاینت).

Stateful  چیست و چگونه عمل می‌کند؟

یک سیستم Stateful شبیه کافی‌شاپی است که سفارش قبلی مشتری را به خاطر می‌سپارد. در این مدل، سرور و برنامه‌ی نرم‌افزاری تمام اطلاعات مربوط به هر «نشست (session)» یا تعامل را ذخیره می‌کنند. به بیان سایت Red Hat، «یک اپلیکیشن stateful شرایط state یا زمینه‌ی تعاملات خود را با کاربر یا اجزای دیگر حفظ می‌کند» و این اطلاعات را در یک محل ذخیره‌سازی پایدار نگه می‌دارد تا در صورت بروز مشکل امکان ادامه‌ی کار از همان نقطه فراهم باشد. برای مثال، اگر کاربری در یک فروشگاه آنلاین چند آیتم به سبد خرید خود اضافه کند، سیستم stateful آن را ذخیره می‌کند و کاربر بدون نیاز به وارد کردن مجدد اطلاعات می‌تواند فرآیند خرید را ادامه دهد.

در معماری‌های stateful، سرور همواره جریان تعامل را به یاد دارد. به نقل از GeeksforGeeks: در معماری stateful، سرور اطلاعات وضعیت و نشست هر کاربر را حفظ می‌کند؛ برای مثال، محتویات سبد خرید یک برنامه‌ی وب سنتی را روی سرور ذخیره می‌کند. این بدان معناست که هر درخواست بعدی از سوی همان کاربر می‌تواند بر اساس اطلاعات گذشته (برای نمونه، اقلامی که قبلاً در سبد بوده یا فرمی که تاکنون تکمیل شده است) پاسخ داده شود. در نتیجه، تجربه‌ی کاربری روان‌تری ایجاد می‌شود و کاربر می‌تواند به‌سادگی به وضعیت قبلی بازگردد.


 آموزش مهندسی نرم‌افزار را اصولی و پروژه‌محور یاد بگیرید؛ همین حالا در نیک‌ آموز 


Stateful  چیست و چگونه عمل می‌کند؟

مزایا و کاربردهای  Stateful

این مدل امکان ایجاد تجربه‌ی شخصی‌سازی‌شده را فراهم می‌کند. برای نمونه، شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌های فروشگاهی معمولاً stateful هستند تا رفتار گذشته‌ی کاربر (مانند رفتار خرید یا ترجیحات او) را ذخیره کنند و پیشنهادهای متناسب ارائه دهند. سیستم‌های متصل به دستگاه‌های اینترنت اشیا (IoT) نیز اغلب باید از وضعیت قبلی آگاه باشند (مثلاً دمای پیشین خانه چه مقدار بوده است) و بر اساس آن واکنش نشان دهند. حتی در آموزش مدل‌های هوش مصنوعی نیز داده‌های قبلی (state) ذخیره می‌شوند تا مدل بتواند «یاد بگیرد» و عملکرد بهتری ارائه کند. به‌طور خلاصه، هرجا حفظ سابقه‌ی تعامل کاربر اهمیت داشته باشد (مانند سبد خرید، بازی‌های آنلاین، مراحل چندگانه‌ی یک فرم، تنظیمات کاربر و غیره)، معماری stateful کاربرد دارد.

بااین‌حال، همه‌چیز در مدل stateful مثبت نیست. چون سرور باید اطلاعات نشست‌ها را ذخیره و مدیریت کند، مصرف حافظه و پردازش افزایش می‌یابد. همچنین توسعه‌ی چنین سیستمی پیچیده‌تر است و در خوشه‌های سروری به هماهنگی‌های ویژه نیاز دارد (مانند استفاده از ذخیره‌سازی توزیع‌شده یا session affinity). از این رو، معمولاً در معماری stateful از راهکارهای پایگاه داده یا حافظه‌ی توزیع‌شده استفاده می‌شود تا خطاها یا راه‌اندازی مجدد سرور موجب از دست رفتن وضعیت کاربر نشود.

Stateless چیست و روند کار چگونه است؟

یک سیستم Stateless مانند کافی‌شاپی است که هر بار سفارش جدید را از ابتدا دریافت می‌کند و هیچ سابقه‌ای از گذشته نگه نمی‌دارد. در این مدل، هر درخواست کاربر به‌صورت جداگانه و مستقل پردازش می‌شود. طبق گفته‌ی سایت Red Hat، در اپلیکیشن‌های stateless اطلاعات تعاملات قبلی کاربر حفظ نمی‌شود و هر تراکنش مانند بار اول در نظر گرفته می‌شود. یعنی سرور هیچ «حافظه» یا زمینه‌ای از درخواست‌های قبلی نگه نمی‌دارد؛ کاربر باید هر بار همان اطلاعات (مانند نام کاربری، تنظیمات یا فیلدهای فرم) را ارسال کند تا سرور بتواند درخواست را اجرا کند.

به عنوان مثال، در یک دستگاه فروش خودکار، شما تنها دکمه‌ی انتخاب محصول را فشار می‌دهید و مبلغ را پرداخت می‌کنید؛ دستگاه هیچ سابقه‌ای از سفارش قبلی شما ندارد و صرفاً یک عمل مستقل انجام می‌دهد (درخواست و پاسخ).

به نقل از GeeksforGeeks: در معماری stateless، سرور هیچ اطلاعاتی از نشست کاربر را بین درخواست‌ها ذخیره نمی‌کند و هر درخواست مستقل است. برای حفظ نشست کاربر، گاهی کلاینت از تکنیک‌هایی مانند توکن‌های وب (JWT) یا کوکی‌های سمت کاربر استفاده می‌کند. برای نمونه، APIهای RESTful شناخته‌شده‌ترین مثال هستند: در این الگو، هر درخواست شامل تمام اطلاعات لازم برای پردازش است و سرور نیازی به حفظ state ندارد. همین ویژگی موجب می‌شود معماری‌های stateless بسیار مقیاس‌پذیر و مقاوم باشند. در این مدل، چون سربار نگه‌داری state وجود ندارد، توزیع بار (Load Balancing) ساده‌تر می‌شود و بروز خطا در یک سرور، نشست کاربر را از بین نمی‌برد.

مزایا و کاربردهای  Stateless

این معماری زمانی مناسب است که حجم درخواست‌ها بالا باشد و نیاز به مقیاس‌پذیری وجود داشته باشد. برای مثال، APIهای عمومی وب، موتورهای جست‌وجو یا برنامه‌های توزیع‌شده‌ای که باید هم‌زمان هزاران کاربر را سرویس‌دهی کنند، از مزایای stateless بودن بهره می‌برند. همچنین سیستم‌های مبتنی بر میکروسرویس و معماری‌های بدون سرور (Serverless) معمولاً به این شکل طراحی می‌شوند، زیرا هر جزء به‌صورت مستقل و کوتاه‌مدت اجرا می‌شود و وابستگی به context قبلی ندارد. از آنجا که هر درخواست به‌صورت مجزا پردازش می‌شود، تحمل خطا بالاتر است: اگر یک سرور از کار بیفتد، کاربر با ارسال درخواست مجدد به سرور دیگر می‌تواند بدون مشکل ادامه دهد. همچنین «مصرف منابع در معماری stateless معمولاً کمتر است و مقیاس‌پذیری بالاتری دارد»، زیرا نیازی به ذخیره و مدیریت وضعیت در هر سرور وجود ندارد.

تفاوت‌ها و مقایسه‌ی کلی

به‌طور خلاصه، تفاوت کلیدی این دو مدل در این است که آیا سیستم «حافظه» یا context از تعاملات کاربر را نگه می‌دارد یا خیر. در سیستم stateful، سرور از تعامل‌های قبلی کاربر آگاه است و می‌تواند بر آن‌ها تکیه کند؛ اما در سیستم stateless، هر درخواست به‌گونه‌ای در نظر گرفته می‌شود که نخستین درخواست کاربر است و هیچ پیش‌زمینه‌ای وجود ندارد.

بر اساس آنچه در منابع مختلف بیان شده است، می‌توان برخی جنبه‌های مقایسه را این‌گونه خلاصه کرد:

مزایا و کاربردهای  Stateless


از صفر تا ساخت پروژه واقعی؛ آموزش برنامه‌نویسی در نیک‌ آموز با مسیر یادگیری مشخص


  • (State Retention):

 Stateful: اطلاعات وضعیت کاربر معمولاً در حافظه‌ی سرور یا پایگاه داده ذخیره می‌شود و امکان ادامه‌ی کار بین درخواست‌ها وجود دارد.

 Stateless: هیچ اطلاعاتی درباره‌ی نشست کاربر ذخیره نمی‌شود؛ اگر لازم باشد داده‌ای حفظ شود، در خود درخواست یا از طریق ذخیره‌سازی سمت کلاینت (مانند کوکی) ارسال می‌شود.

  • تکیه بر نشست:

 Stateful: هر درخواست به داده‌ها یا context قبلی وابسته است و سرور از تاریخچه استفاده می‌کند. به همین دلیل، حفظ نشست نیازمند همگام‌سازی و گاهی «sticky session» بین سرورها است.

 Stateless: هر درخواست مستقل است و سرور نیازی به داده‌های گذشته ندارد. در نتیجه، سیستم می‌تواند با افزودن سرورهای بیشتر به‌سادگی به‌صورت افقی مقیاس‌پذیر شود.

  • مصرف منابع و عملکرد:

 Stateful: به حافظه و پردازش بیشتری نیاز دارد تا وضعیت هر کاربر را پیگیری کند (مانند نگه‌داری سبد خرید، تاریخچه‌ی فرم یا داده‌های موقت روی سرور). در نتیجه، پیچیدگی توسعه و نگه‌داری نیز بیشتر است.
 Stateless: سربار ذخیره‌ی state وجود ندارد؛ بنابراین پاسخ‌دهی سریع‌تر و مقیاس‌پذیری بالاتری فراهم می‌شود. به نقل از GeeksforGeeks، این معماری «دارای مقیاس‌پذیری بالا، تحمل خطای بیشتر و عملکرد بهتر» است.

  • مثال‌های عملی:

Stateful: وب‌سایت‌های فروشگاهی (ذخیره‌ی سبد خرید)، پلتفرم‌های محتوا (ذخیره‌ی تاریخچه‌ی مطالعه یا تنظیمات کاربر) یا اپلیکیشن‌های چندمرحله‌ای فرم (نگه‌داری داده‌ها بین صفحات) معمولاً Stateful هستند.
API :Statelessهای REST، سیستم‌های پردازش داده‌ی ناهمگام، سیستم‌های توزیع‌شده‌ی بزرگ یا موتورهای جست‌وجو نمونه‌های بارز Stateless هستند.

در نهایت، هیچ‌یک از دو مدل به‌تنهایی «بهترین» نیست و انتخاب آن‌ها به نیازهای سیستم بستگی دارد. در بسیاری از موارد از ترکیب دو رویکرد استفاده می‌شود: برای بخش‌هایی که نیاز به حفظ پیوستگی داده دارند (مانند ورود کاربر یا پرداخت‌ها) از Stateful و برای بخش‌های پرتکرار و ساده (مانند جست‌وجو یا بارگذاری فایل‌های استاتیک) از Stateless بهره می‌برند.

کاربرد در دنیای وب و ASP.NET Core

در طراحی وب و به‌ویژه در فریم‌ورک ASP.NET و همچنین Blazor، مفهوم stateful / stateless اهمیت زیادی دارد. خود HTTP به‌صورت ذاتی stateless طراحی شده است، اما ASP.NET امکاناتی برای مدیریت State فراهم می‌کند. در ASP.NET کلاسیک، قابلیت‌هایی مانند ViewState در Web Forms یا Session State روی سرور وجود داشت که به برنامه ظاهر stateful می‌داد. برای مثال، ViewState در Web Forms تغییرات فرم‌ها را در یک فیلد مخفی HTML ذخیره می‌کرد تا هنگام ارسال فرم، داده‌ها حفظ شوند؛ اما این کار با افزایش حجم درخواست‌ها و پیچیدگی همراه بود.

در ASP.NET Core و MVC جدید، به‌صورت پیش‌فرض نگه‌داری وضعیت غیرفعال است. اگر از تکنیک‌های stateful مانند Session استفاده شود، لازم است آن فعال شود؛ برای نمونه در فایل تنظیمات Startup کد AddSession() و UseSession() فراخوانی می‌شود. در غیر این صورت، هر درخواست بدون درج «شناسه‌ی نشست» در کوکی به‌صورت مستقل پردازش می‌شود. به بیان دیگر، ASP.NET Core به‌طور پیش‌فرض stateless است؛ برای نگه‌داری داده‌های کاربر بین درخواست‌ها باید از ابزارهایی مانند Session ،TempData، کوکی‌ها و غیره استفاده کرد.

نمونه‌ی  Blazor Server

این فریم‌ورک نمونه‌ی شاخصی از stateful بودن است. در Blazor Server، بین کاربر و سرور یک اتصال پایدار (SignalR) ایجاد می‌شود و state برنامه که circuit نامیده می‌شود، در حافظه‌ی سرور تا زمان فعال بودن اتصال حفظ می‌شود. به عبارت دیگر، سرور وضعیت تمامی کامپوننت‌های فعال را نگه می‌دارد و هر رویداد کاربر (مانند کلیک) بدون ارسال کامل صفحه اجرا می‌شود. بااین‌حال، مایکروسافت هشدار می‌دهد: اگر سرور راه‌اندازی مجدد شود، تمام state از دست می‌رود. همچنین در معماری چندسروری باید از sticky session استفاده شود تا تمام درخواست‌ها به یک سرور واحد هدایت شوند؛ در غیر این صورت، وضعیت از بین می‌رود. بنابراین توصیه می‌شود بخش‌های مهم‌تر در پایگاه داده نیز ذخیره شود.

مثال‌های دیگر در ASP.NET Core

نشست (Session): در ASP.NET Core، داده‌های نشست با کمک یک ID در کوکی مشخص می‌شود و خود داده معمولاً در حافظه‌ی سرور یا یک کش توزیع‌شده نگه‌داری می‌شود. این امکان می‌دهد داده‌های خاص کاربر (مانند نام یا شناسه‌ی کاربری) بین درخواست‌ها حفظ شود. بااین‌حال، در صورت وجود چند سرور، این حالت به پیکربندی و راهکار مقیاس‌پذیری مانند Redis یا SQL Server نیاز دارد.

کوکی‌ها و توکن‌ها: برای ساخت APIهای stateless اغلب از JSON Web Token (JWT) استفاده می‌شود که اطلاعات لازم را در خود توکن حمل می‌کند و سرور نیازی به ذخیره‌ی جلسه‌ی کاربر ندارد. در نتیجه، هر درخواست شامل توکن است و سرور مستقل آن را اعتبارسنجی می‌کند.

ViewData / TempData: ابزارهای ASP.NET MVC برای انتقال داده بین یک یا دو درخواست استفاده می‌شوند و تا حدی state کاربر را نگه می‌دارند، اما سازوکار آن‌ها محدود و مشخص است.

در عمل، معمولاً ترکیبی از این ابزارها به کار گرفته می‌شود. برای مثال، فرم‌های چندمرحله‌ای ممکن است با TempData یا ذخیره‌ی موقت در پایگاه داده پیاده‌سازی شوند؛ اما بسیاری از صفحات وب و APIها بدون State طراحی می‌شوند تا مقیاس‌پذیری ساده‌تر شود.

کاربرد در دنیای وب و ASP.NET

مزایا و معایب هر مدل

برای جمع‌بندی، می‌توان مزایا و معایب کلی این دو رویکرد را چنین بیان کرد:

مزایای معماری Stateful

  • تجربه‌ی کاربری روان‌تر (پیگیری نشست و تشکیل سبد خرید).
  • امکان شخصی‌سازی بیشتر (مانند ارائه‌ی پیشنهادها بر اساس تاریخچه‌ی کاربر).
  • امنیت متمرکز (پیاده‌سازی مکانیزم‌های احراز هویت در سمت سرور ساده‌تر است).
  • پشتیبانی از تراکنش‌های پیچیده‌ای که به پیوستگی اطلاعات نیاز دارند.

معایب معماری Stateful

  • هزینه‌ی بالای منابع (حافظه و پردازش بیشتر برای مدیریت نشست).
  • پیچیدگی مقیاس‌پذیری نیاز به همگام‌سازی داده‌های نشست یا استفاده از (sticky session).
  • خطر از دست رفتن داده در صورت نقص سرور (مگر با راهکارهای جبرانی).

مزایای معماری Stateless

  • مقیاس‌پذیری بالا و پاسخ‌دهی سریع‌تر (هر درخواست مستقل است).
  • پیاده‌سازی و نگه‌داری ساده‌تر (عدم نیاز به مدیریت پیچیده‌ی نشست).
  • تحمل خطای بهتر (از کار افتادن یک سرور به نشست کاربر لطمه نمی‌زند).
  • مناسب برای معماری‌های توزیع‌شده، میکروسرویس‌ها و سرورلس.

معایب معماری Stateless

  • نیاز به ارسال مداوم اطلاعات (کلاینت باید اطلاعات مورد نیاز را در هر درخواست همراه داشته باشد، مانند توکن هویت یا پارامترها).
  • امکان کاهش روانی تجربه‌ی کاربری در برخی سناریوها (مثلاً فرم‌های چندمرحله‌ای که باید اطلاعات را در کلاینت نگه داشت یا ارسال کرد).

سخن پایانی

هنگام طراحی یک سیستم یا API باید پرسید: آیا لازم است «کار قبلی» کاربر به خاطر سپرده شود یا خیر؟ اگر لازم باشد کاربر بین درخواست‌ها چیزی را پیگیری کند، stateful بودن مناسب‌تر است. برای مثال، در یک فروشگاه آنلاین، نگه‌داری سبد خرید در سرور تجربه‌ی کاربری را بهبود می‌دهد. همچنین در فرم‌های چندمرحله‌ای یا زمانی که وضعیت ورود کاربر باید حفظ شود، (Stateful) به کار می‌رود.

در مقابل، اگر سیستم قرار باشد تعداد زیادی درخواست کوتاه و مستقل را مدیریت کند (مانند APIهای جست‌وجو، مشاهده‌ی اخبار یا پرداخت‌های سریع)، معماری stateless کارآمدتر است. برای نمونه، در یک سیستم جست‌وجو، هر درخواست جست‌وجو صرفاً یک پرسش جدید است و سیستم نیازی به دانستن جست‌وجوهای قبلی ندارد. در چنین حالتی، stateless بودن امکان مقیاس‌پذیری ساده‌تر و سربار کمتر را فراهم می‌کند.

در عمل، اغلب از ترکیب هر دو استفاده می‌شود: بخش‌هایی که نیاز به «حفظ وضعیت» دارند stateful و سایر بخش‌ها stateless. با طرح این دو پرسش می‌توان تصمیم دقیق‌تری گرفت:

آیا سیستم باید سابقه‌ی تعامل کاربر را نگه دارد؟

آیا می‌توان اطلاعات مورد نیاز را همراه خود درخواست ارسال کرد و نیازی به نگه‌داری موقت آن‌ها نیست؟

نکته: بحث stateful و stateless صرفاً به ASP.NET یا Blazor محدود نمی‌شود. در هر بخش از نرم‌افزار که با مقوله‌ی حفظ وضعیت سروکار دارد، این دو رویکرد وجود دارند؛ از طراحی APIها و میکروسرویس‌ها گرفته تا مدل‌های پایگاه داده و اپلیکیشن‌های موبایل. مثال‌های ارائه‌شده در این متن مربوط به حوزه‌ی وب و NET. است، اما در پروژه‌های واقعی احتمالاً با نمونه‌های پیچیده‌تر و متنوع‌تری نیز مواجه خواهید شد. از همین رو، اگر هدف شما یادگیری اصولی مهندسی نرم‌افزار و معماری سیستم‌ها (از جمله مفاهیم بنیادینی مانند stateful و stateless است)، در «نیک‌ آموز» آموزش مهندسی نرم‌افزار با اساتید مجرب ارائه می‌شود تا بتوانید این مفاهیم را به‌صورت کاربردی در پروژه‌های واقعی به کار بگیرید.

سوالات متداول

۱. وقتی گفته می‌شود سیستم stateful است، یعنی چه و چه چیزی را نگه می‌دارد؟

یعنی سیستم به خاطر می‌سپارد که پیش‌تر با این کاربر یا کلاینت چه اقداماتی انجام شده است. مواردی مانند:

  • وضعیت فرم
  • سبد خرید
  • مرحله‌ی فعلی یک فرآیند
  • وضعیت ورود کاربر

در واقع، سیستم state قبلی را ذخیره می‌کند.

۲. در مدل  stateless، آیا چیزی از درخواست قبلی به خاطر سپرده می‌شود؟

خیر، هیچ چیز. هر درخواست به‌گونه‌ای پردازش می‌شود که گویی از سوی کاربری کاملاً ناشناس ارسال شده است.

درخواست → پردازش → پاسخ → پایان.

تمام اطلاعات در همان لحظه مصرف می‌شود و نگه‌داری نمی‌شود.

۳. کدام مدل برای مقیاس‌پذیری (هزاران کاربر) مناسب‌تر است و چرا؟

Stateless: زیرا سرور ناچار نیست وضعیت کاربران را در حافظه نگه دارد و در نتیجه:

  • مصرف RAM کمتر است.
  • افزایش تعداد کاربران ساده‌تر است.
  • Load Balancing بسیار ساده‌تر انجام می‌شود.

بنابراین برای سرویس‌های سنگین، معمولاً Stateless انتخاب مناسب‌تری است.

۴. در یک سایت فروشگاهی، نگه‌داری سبد خرید مربوط به کدام معماری است؟

این یک مثال کلاسیک از Stateful است؛ زیرا سیستم باید حافظه داشته باشد و بداند کاربر پیش‌تر چه مواردی را به سبد خود اضافه کرده است.

۵. کدام معماری ساده‌تر است و منابع کمتری مصرف می‌کند؟

Stateless؛ زیرا هیچ وضعیتی نگه‌داری نمی‌شود و مدیریت وضعیت نیز وجود ندارد. در نتیجه، هم ساده‌تر است و هم سبک‌تر.

۶.  APIهای REST معمولاً  stateful  هستند یا stateless؟ چرا؟

Stateless؛ زیرا اصل REST بر مستقل بودن هر درخواست است و سرور نباید سابقه‌ای از درخواست‌های قبلی نگه‌داری کند. در نتیجه، مقیاس‌پذیری آن نیز آسان‌تر می‌شود.

۷. در Blazor Server چرا باید نسبت به مدیریت وضعیت حساس بود؟

زیرا Blazor Server کل State را روی سرور نگه‌داری می‌کند. اگر تعداد کاربران زیاد شود یا State زیادی ذخیره شود:

  • مصرف RAM به‌شدت افزایش می‌یابد.
  • Latency افزایش پیدا می‌کند.
  • اتصال‌ها سنگین‌تر می‌شوند.

بنابراین مدیریت State در Blazor Server موضوعی حساس است.

۸. آیا می‌توان در یک پروژه از هر دو مدل استفاده کرد؟ در چه بخش‌هایی؟
بله. تقریباً در بسیاری از پروژه‌های واقعی همین رویکرد اتخاذ می‌شود. برای مثال:
● عملیات سنگین و عمومی → Stateless    
● مواردی مانند سبد خرید، فرم چندمرحله‌ای، پروفایل کاربر → Stateful 

یعنی با توجه به نیاز، از ترکیب دو رویکرد استفاده می‌شود.

۹.  برای ساخت تجربه‌ی کاربری بهتر و شخصی‌سازی‌شده‌تر، کدام معماری مناسب‌تر است؟

Stateful؛ زیرا سیستم باید بداند کاربر پیش‌تر چه اقداماتی انجام داده، چه ترجیحاتی داشته و در چه وضعیتی قرار داشته است تا بتواند تجربه را شخصی‌سازی کند.

 

چه رتبه ای می‌دهید؟

میانگین ۵ / ۵. از مجموع ۱

اولین نفر باش

title sign
دانلود مقاله
تفاوت فایروال‌های Stateful و Stateless
فرمت PDF
صفحه
حجم مگابایت
دانلود مقاله
title sign
معرفی نویسنده
رضا تجری
مقالات
7 مقاله توسط این نویسنده
رضا تجری
توسعه دهنده NET. - تجربه استفاده از Clean Code و استفاده از اصول SOLID ،GRASP برای بهتر طراحی کردن شی گرایی، تجربه در کار تیمی و متولوژی AGILE و همکاری در توسعه و پروژه های سامانه هوشمند سازی شهری.
 
 
title sign
دیدگاه کاربران